فبروری 03, 2026
مطالعه
موردی(افغانستان،سوریه،یمن،لبنان،پاکستان،بنگلادیش.....)
ترتیب کننده: تهمینه دروازی
مکاتب معارف افغان ترک- ابتداییه شهرنو
چکیده
گسترش سریع اینترنت و فناوریهای
مبتنی بر هوش مصنوعی، زندگی کودکان را در سراسر جهان دگرگون ساخته است. این تحول
در کشورهای جهان سوم، بهدلیل ضعف زیرساختهای آموزشی، نابرابری دیجیتال و نبود
سیاستگذاریهای حمایتی، پیامدهای پیچیدهتری به همراه داشته است. تحقیق حاضر با
رویکردی توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانهای و اسنادی، به بررسی تأثیرات
روانی، اجتماعی و آموزشی اینترنت و هوش مصنوعی بر کودکان ۶ تا ۱۸ سال در کشورهای جهان سوم با
تمرکز موردی بر افغانستان میپردازد. یافتهها نشان میدهد که در کنار فرصتهای آموزشی
و ارتباطی، این فناوریها میتوانند به افزایش اضطراب، تضعیف تعاملات اجتماعی،
بحران هویت فرهنگی و تشدید شکاف آموزشی منجر شوند. در عصر حاضر، تحولات شتابان
فناورانه، بهویژه در حوزهی هوش مصنوعی و اینترنت، به یکی از مؤثرترین عوامل
دگرگونکنندهی زیستجهان کودکان بدل شدهاند؛ عواملی که مرزهای آموزش، ارتباط،
آگاهی و حتی شکلگیری هویت را بهگونهای بنیادین دگرگون ساختهاند. گسترش اینترنت
و نفوذ روزافزون سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی، الگوهای سنتی یادگیری، بازی و
تعامل اجتماعی کودکان را متحول کرده است. کودکان امروز، بیش از هر زمان دیگری، در
معرض حجم گستردهای از اطلاعات، تصاویر و محتواهای دیجیتال قرار دارند؛ محتواهایی
که میتوانند به همان اندازه که فرصتساز و توانمندسازند، آسیبزا و تهدیدکننده
نیز باشند. ازاینرو، بررسی علمی و نقادانهی پیامدهای این فناوریها، ضرورتی
اجتنابناپذیر در مطالعات تربیتی و اجتماعی معاصر بهشمار میرود. در پایان، بر
ضرورت آموزش سواد دیجیتال، نقش نهادین خانواده و مکاتب و تدوین سیاستهای حمایتی
متناسب با شرایط بومی تأکید میشود.
واژگان کلیدی: کودکان،
اینترنت، هوش مصنوعی، کشورهای جهان سوم، آموزش، سیاستگذاری
مقدمه
کودکی یکی از حساسترین و
تعیینکنندهترین مراحل رشد انسان است که در آن بنیانهای شناختی، عاطفی، اجتماعی
و فرهنگی شکل میگیرد. در دهههای اخیر، اینترنت و هوش مصنوعی بهعنوان عناصر
جداییناپذیر زندگی روزمره، نقش پررنگی در فرآیند رشد کودکان ایفا کردهاند. در
حالی که این فناوریها فرصتهایی نوین برای یادگیری، ارتباط و دسترسی به اطلاعات
فراهم میکنند، در کشورهای جهان سوم، بهویژه جوامعی که با چالشهایی چون فقر،
ناامنی، ضعف نظام آموزشی و نابرابری اجتماعی مواجهاند، میتوانند پیامدهای منفی
عمیقتری به همراه داشته باشند. در کشورهای توسعهیافته، بهرهگیری از فناوریهای
نوین غالباً در چارچوب سیاستهای آموزشی مشخص، زیرساختهای فنی مناسب و سازوکارهای
نظارتی نسبتاً کارآمد صورت میگیرد. در مقابل، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه
و بحرانزده، کودکان بدون آمادگی لازم، حمایت نهادی و آموزش هدفمند، وارد فضای
دیجیتال میشوند. این وضعیت، که در ادبیات علمی از آن با عنوان «شکاف دیجیتال» یاد
میشود، نهتنها نابرابریهای آموزشی و اجتماعی را تشدید میکند، بلکه میتواند
پیامدهای روانی و هویتی عمیقی برای کودکان به همراه داشته باشد.بخش عمده یی از
تحقیقهای موجود از دیگر محققان که مور مطالعه ی خویش قرار دادم،اکثرا بر کودکان
کشورهای توسعهیافته تمرکز دارند و کمتر به شرایط خاص کودکان در کشورهای جهان سوم
و نقش آموزش و سیاستگذاری در مدیریت این تحولات پرداخته اند.دقیقا این خلأ
تحقیقی، ضرورت انجام تحقیق حاضر را برجسته میسازد.
چارچوب نظری و پیشینه
تحقیق
مطالعات روانشناسی رشد نشان
میدهد که محیط پیرامونی کودک، نقش اساسی در شکلگیری مهارتهای شناختی و اجتماعی
دارد. نظریههای رشد شناختی پیاژه و نظریههای اجتماعی–فرهنگی، بر اهمیت تعامل
فعال کودک با محیط تأکید دارند.از سوی دیگر، تحقیقهای حوزه رسانههای دیجیتال
نشان دادهاند که استفاده افراطی از اینترنت میتواند تمرکز، یادگیری عمیق و
تعاملات اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.در زمینه آموزش، مطالعات بینالمللی بر نقش
فناوری در بهبود دسترسی به آموزش تأکید کردهاند، اما همزمان هشدار دادهاند که
نبود سیاستهای آموزشی منسجم، شکاف دیجیتال را تشدید میکند. در کشورهای جهان سوم،
این مسئله بهدلیل نابرابری دسترسی و فقدان محتوای بومی، ابعاد گستردهتری مییابد.
در کشورهایی چون افغانستان، سوریه، یمن، عراق و سودان، شرایطی همچون جنگهای
طولانیمدت، فقر ساختاری، مهاجرت اجباری، ضعف نظامهای آموزشی و ناپایداری
اجتماعی، زمینهای خاص برای مواجههی کودکان با اینترنت و هوش مصنوعی فراهم آورده
است. در بسیاری از موارد، این فناوریها به تنها مجرای ارتباطی کودکان با جهان
بیرون تبدیل شدهاند؛ بااینحال، فقدان سواد دیجیتال، نبود نظارت مؤثر و کمبود
محتوای آموزشی و فرهنگی متناسب با بافت بومی، این مجرا را به عرصهای پرمخاطره نیز
بدل ساخته است.مسئلهی محوری این تحقیق آن است که هوش مصنوعی و اینترنت، در بستر
کشورهای در حال توسعه و بحرانزده، چگونه بر ابعاد آموزشی، اجتماعی و روانی زندگی
کودکان اثر میگذارند و این اثرگذاری چه پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدتی برای آیندهی
فردی و جمعی آنان در پی دارد.
روششناسی
تحقیق
تحقیق حاضر از نوع
توصیفی–تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانهای و اسنادی انجام شده است.جامعه
مورد مطالعه، کودکان و نوجوانان ۶
تا ۱۸ سال
در کشورهای جهان سوم میباشند. دادهها و اطلاعات از طریق تحلیل منابع علمی، گزارشهای
بینالمللی و مطالعات معتبر گردآوری و تحلیل شدهاند.اهمیت تحقیق حاضر را میتوان
از چند منظر اساسی تبیین کرد.نخست، از منظر علمی و تحقیقی، مطالعات موجود غالباً
به بررسی محدود و تکبعدی تأثیرات فناوریهای نوین پرداختهاند و تحقیقهای اندکی
به تحلیل جامع و همزمان ابعاد آموزشی، اجتماعی و روانی کودکان در کشورهای در حال
توسعه، بهویژه با تمرکز جغرافیایی به افغانستان، اختصاص یافته است.دوم، از منظر
آموزشی و تربیتی، شناخت دقیق فرصتها و آسیبهای هوش مصنوعی و اینترنت میتواند به
معلمان، مربیان و مدیران آموزشی در طراحی شیوههای آموزشی مسئولانه و متناسب با
شرایط بومی یاری رساند. سوم، از منظر اجتماعی و سیاستگذاری، یافتههای این تحقیق
میتواند مبنایی برای تدوین سیاستها و برنامههای حمایتی در حوزهی کودک، آموزش و
فناوری در کشورهای بحرانزده فراهم آورد.
تعریف موضوعات تحقیق
هوش مصنوعی (Artificial
Intelligence) بهطور کلی به شاخهای از علوم رایانه
اطلاق میشود که به طراحی و توسعهی سامانههایی میپردازد که توانایی انجام
وظایفی را دارند که معمولاً مستلزم هوش انسانی است؛ وظایفی چون یادگیری، استدلال،
حل مسئله، تشخیص الگو و تصمیمگیری. اگرچه ریشههای نظری هوش مصنوعی به نیمهی قرن
بیستم بازمیگردد، اما پیشرفتهای چشمگیر در حوزهی دادههای کلان، یادگیری ماشین
و شبکههای عصبی، سبب شده است که این فناوری در دهههای اخیر حضوری فراگیر در
زندگی روزمره انسانها بیابد.در حوزهی کودکان، هوش مصنوعی در قالب ابزارهای
آموزشی هوشمند، بازیهای دیجیتال، سامانههای توصیهگر محتوا، دستیارهای مجازی و
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نمود یافته است. این حضور، از یکسو امکان یادگیری
شخصیسازیشده و دسترسی آسان به منابع آموزشی را فراهم میسازد و از سوی دیگر،
نگرانیهایی جدی در زمینهی وابستگی شناختی، نظارت الگوریتمی و شکلگیری ترجیحات
رفتاری ایجاد میکند.
اینترنت، بهعنوان شبکهای
جهانی از ارتباطات دیجیتال، بستر اصلی تعاملات اطلاعاتی و اجتماعی در عصر حاضر بهشمار
میرود. برای کودکان، اینترنت صرفاً ابزاری فناورانه نیست، بلکه فضایی زیستی است
که بخش قابل توجهی از تجربههای یادگیری، بازی، ارتباط و حتی هویتیابی آنان در آن
شکل میگیرد. مفهوم «زیست دیجیتال کودک» به مجموعهی تجربهها، کنشها و تعاملاتی
اشاره دارد که کودک در فضای مجازی و دیجیتال از سر میگذراند.در کشورهای توسعهیافته،
زیست دیجیتال کودک اغلب تحت هدایت نظامهای آموزشی، خانوادهها و سیاستهای حمایتی
قرار دارد؛ اما در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این زیست دیجیتال بهصورت
رهاشده، نابرابر و فاقد چارچوبهای حمایتی شکل میگیرد. این تفاوت، پیامدهای
آموزشی، اجتماعی و روانی متفاوتی را برای کودکان به همراه دارد که بررسی آنها از
اهداف اصلی این تحقیق است.
در اسناد بینالمللی، از جمله
کنوانسیون حقوق کودک، کودک به فردی اطلاق میشود که کمتر از هجده سال سن دارد.
بااینحال، در مطالعات تربیتی و روانشناختی، کودک مفهومی پویا و چندبعدی است که
رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی او در تعامل با محیط شکل میگیرد.کودکان، بهسبب
ناپختگی شناختی و عاطفی، نسبت به تأثیرات محیطی، بهویژه محیطهای دیجیتال، آسیبپذیری
بیشتری دارند. ازاینرو، مواجههی آنان با هوش مصنوعی و اینترنت، نیازمند ملاحظات
ویژهی تربیتی و حمایتی است؛ ملاحظاتی که در بسیاری از کشورهای بحرانزده نادیده
گرفته میشود.
اصطلاح «کشورهای در حال
توسعه» یا «جهان سوم»، اگرچه در سالهای اخیر مورد نقد قرار گرفته است، اما همچنان
در ادبیات علمی برای اشاره به کشورهایی بهکار میرود که با چالشهایی چون فقر،
ضعف زیرساختها، نابرابری آموزشی و ناپایداری سیاسی مواجهاند. در این تحقیق، این
اصطلاح ناظر بر کشورهایی است که کودکان آنها در شرایطی نابرابر و اغلب بحرانی، با
فناوریهای نوین مواجه میشوند.افغانستان، سوریه، یمن، عراق و سودان، نمونههایی
شاخص از این کشورها هستند که تجربهی کودکانشان، تصویری روشن از فرصتها و آسیبهای
فناوری در بستر بحران ارائه میدهد.
نظریهی شکاف دیجیتال به
نابرابری در دسترسی، استفاده و بهرهمندی از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی اشاره
دارد. این شکاف، صرفاً به نبود ابزارهای فناورانه محدود نمیشود، بلکه شامل تفاوت
در مهارتها، سواد دیجیتال، کیفیت محتوا و امکان استفادهی مؤثر از فناوری نیز
هست. در مورد کودکان
کشورهای در حال توسعه، شکاف دیجیتال اغلب بهصورت دسترسی نامتوازن، استفادهی
کنترلنشده و بهرهمندی حداقلی از فرصتهای آموزشی نمود مییابد؛ وضعیتی که میتواند
نابرابریهای اجتماعی را در بلندمدت تشدید کند.
در دهههای اخیر، نظریههای
متعددی در حوزهی یادگیری فناورمحور شکل گرفتهاند که بر نقش فناوری در تسهیل
یادگیری تأکید دارند. از جمله این نظریهها میتوان به یادگیری سازندهگرا،
یادگیری خودراهبر و یادگیری شخصیسازیشده اشاره کرد. هوش مصنوعی، با تحلیل دادههای
یادگیری، میتواند مسیرهای آموزشی متناسب با نیازهای فردی کودک فراهم آورد. بااینحال،
اثربخشی این نظریهها در بستر کشورهای در حال توسعه، به شرایط اجتماعی، فرهنگی و
آموزشی وابسته است و نمیتوان آنها را بدون تطبیق بومی بهکار گرفت.
تأثیرات روانی و
اجتماعی هوش مصنوعی در کودکان
یافتهها نشان میدهد که
استفاده بیرویه از اینترنت و فناوریهای هوشمند میتواند به افزایش اضطراب،
ناپایداری هیجانی و کاهش تعاملات اجتماعی کودکان منجر شود. در جوامعی که کودکان با
فشارهای روانی ناشی از فقر یا ناامنی مواجهاند، فضای دیجیتال گاه به ابزار گریز
از واقعیت تبدیل میشود که در بلندمدت میتواند انزوای اجتماعی را تشدید کند.
اینترنت، بهعنوان شبکهای جهانی از ارتباطات دیجیتال، بستر اصلی تعاملات اطلاعاتی
و اجتماعی در عصر حاضر بهشمار میرود. برای کودکان، اینترنت صرفاً ابزاری
فناورانه نیست، بلکه فضایی زیستی است که بخش قابل توجهی از تجربههای یادگیری،
بازی، ارتباط و حتی هویتیابی آنان در آن شکل میگیرد. مفهوم «زیست دیجیتال کودک»
به مجموعهی تجربهها، واکنشها و تعاملاتی اشاره دارد که کودک در فضای مجازی و
دیجیتال از سر میگذراند.در کشورهای توسعهیافته، زیست دیجیتال کودک اغلب تحت
هدایت نظامهای آموزشی، خانوادهها و سیاستهای حمایتی قرار دارد؛ اما در بسیاری
از کشورهای در حال توسعه، این زیست دیجیتال بهصورت رهاشده، نابرابر و فاقد چارچوبهای
حمایتی شکل میگیرد. این تفاوت، پیامدهای آموزشی، اجتماعی و روانی متفاوتی را برای
کودکان به همراه دارد که بررسی آنها از اهداف اصلی این تحقیق است.
تأثیرات
رفتاری و عاطفی اینترنت و هوش مصنوعی
سلامت روان کودک در شرایط
بحرانزده، بهشدت آسیبپذیر است. تحقیقهای انجامشده نشان میدهند که کودکان
ساکن مناطق جنگی یا محروم، بیش از دیگران به فضای مجازی بهعنوان ابزار فرار روانی
پناه میبرند (UNICEF, 2021).
در افغانستان، کودکانی که با
ناامنی، فقر یا فشارهای خانوادگی روبهرو هستند، اغلب زمان قابلتوجهی را در شبکههای
اجتماعی یا بازیهای آنلاین سپری میکنند. این فضا، اگرچه در کوتاهمدت موجب کاهش
اضطراب میشود، اما در بلندمدت میتواند به انزوای عاطفی، کاهش تعامل واقعی و
وابستگی روانی به ابزارهای دیجیتال بینجامد (Twenge,
2017).
در سوریه، برخی مطالعات نشان
دادهاند که کودکان آواره، از فضای دیجیتال برای بازسازی هویت و احساس تعلق
استفاده میکنند؛ اما نبود نظارت و حمایت روانی، این فضا را به بستری برای تشدید
اضطراب، ترس و مقایسه اجتماعی تبدیل کرده است (Livingstone
et al., 2018).
پیامدهای آموزشی
از منظر آموزشی، اینترنت و
هوش مصنوعی فرصتهایی برای جبران کمبود منابع آموزشی فراهم کردهاند؛ بهویژه در
مناطقی که دسترسی به آموزش رسمی محدود است. با این حال، نبود زیرساخت مناسب و
آموزش هدفمند، موجب میشود این فرصتها بهطور برابر در دسترس همه کودکان قرار
نگیرد. شکاف دیجیتال، در این شرایط، به عاملی برای بازتولید نابرابری آموزشی تبدیل
میشود. اینترنت، با فراهمسازی دسترسی سریع به اطلاعات، ظرفیت بالقوهای برای
ارتقای توان شناختی کودکان دارد. کودکی که در مناطق محروم افغانستان یا سوریه
زندگی میکند، میتواند از طریق منابع دیجیتال با مفاهیم علمی، زبانی و فرهنگی
فراتر از محیط محدود خود آشنا شود.با این حال، این دسترسی گسترده لزوماً به
یادگیری عمیق منجر نمیشود.در بسیاری از موارد، الگوریتمهای هوش مصنوعی محتوایی
را به کودک پیشنهاد میدهند که مبتنی بر جذابیت لحظهای، تصاویر سریع و تحریک
هیجانی است. این نوع محتوا، گرچه توجه کودک را جلب میکند، اما به کاهش تمرکز
پایدار، ضعف در تحلیل منطقی و کاهش توان تفکر انتقادی میانجامد.
تاثیرات فرهنگی و
هویتی
تحلیل دادهها نشان میدهد که
مواجهه مداوم کودکان با محتوای غیر بومی و نامشابه با فرهنگ اجتماعی آنان، میتواند
به تضعیف زبان مادری و بحران هویت فرهنگی منجر شود. در کشورهای جهان سوم، که هویت
فرهنگی نقش مهمی در انسجام اجتماعی دارد، این مسئله پیامدهای بلندمدت اجتماعی به
همراه خواهد داشت. هوش مصنوعی صرفاً یک فناوری خنثی محسوب نمیشود، بلکه پدیدهای
اجتماعی است که در بسترهای فرهنگی و هویتی خاص شکل میگیرد و به همان نسبت، بر
بازتولید و بازتعریف هویتهای فردی و جمعی اثر میگذارد. سامانههای هوشمند، با
تکیه بر دادههای زبانی، فرهنگی و رفتاری، الگوهایی از معنا و هویت را بازنمایی میکنند
که غالباً متأثر از ساختارهای فرهنگی مسلط در سطح جهانی است. این مسئله میتواند
به تقویت هنجارهای غالب و در مقابل، به تضعیف یا حاشیهرانی فرهنگها و هویتهای
محلی منجر شود.از منظر فرهنگی، یکی از پیامدهای مهم هوش مصنوعی، شکلگیری فرایند
همگانسازی فرهنگی است؛ بهگونهای که تنوع زبانی و فرهنگی در محتوای تولیدشده
توسط الگوریتمها بهطور کامل منعکس نمیشود. در بعد هویتی نیز، تعامل مستمر
کاربران خصوصا کودکان با فناوریهای هوشمند میتواند بر خودادراکی، شیوههای کنش
اجتماعی و شکلگیری هویت دیجیتال آنان تأثیرگذار باشد. بر این اساس، توجه به
ملاحظات فرهنگی و هویتی در طراحی، سیاستگذاری و بهکارگیری هوش مصنوعی، ضرورتی
اساسی برای استفاده مسئولانه و متوازن از این فناوری در جوامع مختلف به شمار میرود.
تاثیرات آموزشی و
سیاستی
یافتهها بر این نکته تأکید
دارند که آموزش سواد دیجیتال، نهتنها یک ضرورت آموزشی، بلکه یک ضرورت اجتماعی و
فرهنگی است. همچنین، نبود سیاستهای حمایتی مشخص در حوزه حقوق دیجیتال کودک، زمینهساز
آسیبهای متعدد میشود. نقش دولتها و نهادهای آموزشی در هدایت آگاهانه استفاده از
فناوری، در این زمینه تعیینکننده است. ورود اینترنت و فناوریهای مبتنی بر هوش
مصنوعی به زندگی معاصر، یکی از عمیقترین دگرگونیهای اجتماعی قرن بیستویکم به
شمار میرود. این دگرگونی، اگرچه همه گروههای سنی را تحت تأثیر قرار داده است،
اما کودکان بهسبب ویژگیهای رشدی، شناختی و عاطفی، بیش از دیگران در معرض
پیامدهای آن قرار دارند.در کشورهای جهان سوم، این تأثیرات پیچیدهتر و چندلایهتر
است؛ زیرا کودک در این جوامع، همزمان با فقر ساختاری، بحرانهای سیاسی، ضعف نظام
آموزشی و نبود سیاستهای حمایتی دیجیتال روبهروست. در کشورهایی چون افغانستان،
سوریه، یمن، عراق، سودان، پاکستان، بنگلادش و برخی مناطق آفریقایی، فناوری دیجیتال
اغلب بدون برنامهریزی فرهنگی و تربیتی وارد زندگی کودکان شده است. در چنین بستری،
اینترنت و هوش مصنوعی نه صرفاً ابزار یادگیری، بلکه به عاملی تعیینکننده در شکلدهی
هویت، نگرش و سبک زندگی کودک بدل میشوند.
تیجهگیری و پیشنهادها
پژوهش حاضر نشان میدهد که
اینترنت و هوش مصنوعی در زندگی کودکان کشورهای جهان سوم، پدیدهای دوگانهاند؛ از
یکسو فرصتهایی نوین برای آموزش و ارتباط فراهم میکنند و از سوی دیگر، در صورت
نبود آموزش و سیاستگذاری مناسب، میتوانند به تهدیدی برای رشد روانی، اجتماعی و
فرهنگی کودک تبدیل شوند.
بر این اساس پیشنهادهای منطقی
در این عرصه میتوانندچنین باشند:
1. آموزش سواد
دیجیتال متناسب با سن کودکان در نظامهای آموزشی گنجانده شود.
2. برنامههای آگاهیبخشی
برای والدین و معلمان تقویت گردد.
3. سیاستهای حمایتی
برای حفظ حقوق دیجیتال کودکان تدوین شود.
4. تولید محتوای
دیجیتال بومی و فرهنگمحور مورد حمایت قرار گیرد.
هوش مصنوعی نباید جایگزین نقش
انسان در تربیت کودک شود. حضور فعال والدین، معلمان و متخصصان روانشناسی در نظارت
بر این تعاملات، امری ضروری است.
مدیریت تأثیرات اینترنت و هوش
مصنوعی بر زندگی کودکان کشورهای جهان سوم، نیازمند رویکردی چندبعدی و هماهنگ است؛
رویکردی که آموزش، خانواده، سیاستگذاری، فرهنگ و اخلاق را بهصورت همزمان در بر
گیرد.
این راهکارها، در صورت اجرا،
میتوانند فناوری را از عاملی تهدیدکننده به ابزاری توانمندساز برای رشد سالم
کودکان تبدیل کنند و آیندهای متعادلتر برای نسلهای بعدی رقم بزنند.
منابع استنادی
1.
Christakis,
D. (2020). The Importance of Digital Balance in Childhood. Academic Press.
2.
Livingstone,
S., & Third, A. (2018). Children and Young People’s Rights in
the Digital Age. New Media & Society.
3.
OECD.
(2021). Artificial Intelligence and the Future of Children.
4.
Shapiro,
J. (2018). The New Childhood. Little, Brown and Company.
5.
UNESCO.
(2023). Technology in Education: A Tool on Whose Terms?
6.
UNICEF.
(2021). Children in a Digital World.
7.
World
Bank. (2022). Education, Technology, and the Digital Divide.
8. برگر،کاتلین. (۱۳۸۹). روانشناسی رشد کودکان و
نوجوانان،ترجمه. اسمعیل سعدی پور بیابانگرد. تهران،ناشر. نیل صحافی دیدآور.ص.۶۶۳.
9.
بلوچ، بصیر.(۱۳۸۴).
مشاوره و رهنمایی (پیرامون پرورش سالم
کودک). کابل،انتشارات.خورشیدی. ص ص. ۷۸-۷۶.
10. صاحبزاده، محمد فاضل. (1385). روانشناسی
انکشافی.کابل. انتشارات. فرخی. ص. ۳۳۳،۸۸۳.
منابع
اینترنتی
11.
DergiPark: https://dergipark.org.tr/tr/
12.
Harvard Graduate School of Educationhttps://www.gse.harvard.edu/ideas/topics/ai-education
13.
OECD https://www.oecd.org/digital/artificial-intelligence/
14.
ResearchGate (https://www.researchgate.net/)
15.
UNICEF https://www.unicef.org/globalinsight/reports/children-digital-world
16.
World Bank https://www.worldbank.org/en/publication/wdr2018
17.
WorldCat (https://search.worldcat.org/)